چرا مدیران باید با سامانه‌سازی نوکد آشنا باشند؟

مدیران امروز فقط با نیروی انسانی، بودجه و برنامه‌ریزی سروکار ندارند. بخش مهمی از کار مدیران، مدیریت اطلاعات، فرایندها، گزارش‌ها و تصمیم‌گیری بر اساس داده است. در بسیاری از سازمان‌ها، کارها هنوز با فایل‌های اکسل، پیام‌رسان‌ها، فرم‌های پراکنده و پیگیری‌های دستی انجام می‌شود. این روش‌ها در ابتدا ساده به نظر می‌رسند، اما وقتی تعداد کاربران، درخواست‌ها، مشتریان، پروژه‌ها یا گزارش‌ها زیاد می‌شود، کنترل کار سخت‌تر می‌شود. اینجاست که مدیر باید با مفهوم سامانه‌سازی نوکد آشنا باشد. سامانه‌سازی نوکد یعنی ساخت سامانه‌های کاری و سازمانی بدون نیاز به برنامه‌نویسی سنگین. یعنی مدیر یا تیم عملیاتی بتواند نیاز خود را به شکل جدول، فرم، فرایند، داشبورد، دسترسی و گزارش طراحی کند و سریع‌تر به یک ابزار قابل استفاده برسد. آشنایی مدیران با نوکد به این معنی نیست که خود مدیر باید همه سامانه‌ها را بسازد. بلکه باید بداند چه چیزی قابل سامانه‌سازی است، چه فرایندی باید دیجیتال شود، چه داده‌هایی برای تصمیم‌گیری لازم است و چه خروجی‌هایی باید از سیستم گرفته شود. برای مثال، مدیری که با سامانه‌سازی نوکد آشناست، وقتی می‌بیند درخواست‌های داخلی سازمان در پیام‌رسان‌ها گم می‌شوند، فقط نمی‌گوید «یک فایل اکسل درست کنیم». او می‌فهمد باید سامانه‌ای طراحی شود که در آن درخواست ثبت شود، وضعیت داشته باشد، مسئول پیگیری مشخص شود، هر کاربر فقط اطلاعات خودش را ببیند و مدیر بتواند گزارش بگیرد. یا وقتی مدیر فروش می‌بیند پیگیری مشتریان در دفترچه، اکسل و پیام‌رسان پراکنده شده، متوجه می‌شود که باید یک سامانه مدیریت مشتریان ساخته شود؛ سامانه‌ای که مشتری، پیگیری، سفارش، پرداخت و گزارش فروش را به هم وصل کند. پس آشنایی مدیران با سامانه‌سازی نوکد، باعث می‌شود بهتر مسئله را تشخیص دهند، دقیق‌تر نیاز را مطرح کنند و سریع‌تر مسیر دیجیتال‌سازی را آغاز کنند. مدیرانی که این نگاه را دارند، وابستگی کمتری به راهکارهای سنگین، زمان‌بر و پرهزینه پیدا می‌کنند و می‌توانند بسیاری از فرایندهای داخلی را مرحله‌به‌مرحله و متناسب با نیاز واقعی سازمان دیجیتال کنند. چطور ایرشیت به مدیران دید عملیاتی می‌دهد؟ یکی از چالش‌های مهم مدیران این است که بسیاری از اطلاعات عملیاتی سازمان در سطح اجرا باقی می‌ماند و به‌موقع به دید مدیریتی تبدیل نمی‌شود. برای مثال، درخواست‌ها ثبت می‌شوند، اما مدیر دقیق نمی‌داند چند درخواست باز وجود دارد. فروش انجام می‌شود، اما مشخص نیست کدام مشتریان نیاز به پیگیری دارند. پروژه‌ها در حال اجرا هستند، اما معلوم نیست کدام وظایف عقب افتاده‌اند. تیکت‌های پشتیبانی پاسخ داده می‌شوند، اما مدیر نمی‌داند کدام نوع مشکل بیشتر تکرار شده است. ایرشیت کمک می‌کند این اطلاعات پراکنده به یک دید عملیاتی منظم تبدیل شوند. دید عملیاتی یعنی مدیر بتواند وضعیت واقعی کارها را ببیند؛ نه فقط در پایان ماه و از طریق گزارش دستی، بلکه در جریان اجرای کار. برای مثال، در یک سامانه درخواست داخلی، مدیر می‌تواند ببیند: چند درخواست ثبت شده است. چند درخواست هنوز باز است. کدام درخواست‌ها فوری هستند. هر واحد سازمانی چند درخواست داشته است. کدام درخواست‌ها بدون مسئول مانده‌اند. میانگین زمان رسیدگی چقدر است. در یک سامانه فروش، مدیر می‌تواند ببیند: هر کارشناس چند مشتری فعال دارد. کدام فرصت‌های فروش در مرحله مذاکره هستند. چند سفارش در انتظار پرداخت است. کدام مشتریان مدت زیادی پیگیری نشده‌اند. فروش هر کارشناس در این ماه چقدر بوده است. این دید عملیاتی زمانی ایجاد می‌شود که اطلاعات در سامانه درست ثبت شوند، فیلدها استاندارد باشند، وضعیت‌ها مشخص باشند، کاربران نقش مشخص داشته باشند و داشبوردها بر اساس نیاز مدیریتی طراحی شوند. ایرشیت فقط محل ثبت داده نیست؛ اگر درست طراحی شود، می‌تواند به مدیر نشان دهد سازمان در لحظه در چه وضعیتی قرار دارد. مدیر به جای اینکه برای فهمیدن وضعیت کارها از چند نفر سؤال کند، چند فایل اکسل باز کند یا منتظر گزارش دستی بماند، می‌تواند از طریق نماها و داشبوردها وضعیت واقعی کار را مشاهده کند. این یعنی تصمیم‌گیری سریع‌تر، پیگیری دقیق‌تر و کنترل بهتر عملیات روزانه. چطور داشبوردهای ایرشیت به تصمیم‌گیری کمک می‌کنند؟ داشبورد فقط مجموعه‌ای از عدد و نمودار نیست. داشبورد خوب باید به سؤال‌های مدیریتی پاسخ دهد. مدیران برای تصمیم‌گیری به اطلاعات خلاصه، دقیق و قابل اعتماد نیاز دارند. آن‌ها نمی‌خواهند تک‌تک رکوردها را بررسی کنند. آن‌ها می‌خواهند بدانند وضعیت کلی چیست، مشکل کجاست و کدام بخش نیاز به توجه دارد. ایرشیت این امکان را فراهم می‌کند که داده‌های ثبت‌شده در جدول‌ها، فرم‌ها و فرایندها به داشبورد مدیریتی تبدیل شوند. برای مثال، در داشبورد فروش، مدیر می‌تواند این موارد را ببیند: مجموع فروش ماهانه تعداد سفارش‌ها فروش هر کارشناس مشتریان برتر سفارش‌های پرداخت‌نشده فرصت‌های فروش باز نرخ تبدیل سرنخ به مشتری این داشبورد فقط اطلاعات نمایش نمی‌دهد؛ بلکه به مدیر کمک می‌کند تصمیم بگیرد. مثلاً اگر فروش یک کارشناس پایین است، باید بررسی شود آیا تعداد پیگیری‌های او کم بوده یا فرصت‌های فروش ضعیف‌تری داشته است. اگر سفارش‌های پرداخت‌نشده زیاد شده‌اند، شاید فرایند پیگیری مالی نیاز به اصلاح دارد. اگر یک محصول فروش بالایی دارد، شاید باید موجودی آن افزایش پیدا کند یا تبلیغات بیشتری روی آن انجام شود. در داشبورد پشتیبانی، مدیر می‌تواند ببیند: چند تیکت باز داریم. چند تیکت فوری وجود دارد. کدام نوع مشکل بیشتر تکرار شده است. کدام کارشناس بیشترین تیکت باز را دارد. میانگین زمان رسیدگی چقدر است. اگر تعداد تیکت‌های مربوط به یک موضوع زیاد شود، شاید مشکل از محصول، آموزش کاربران یا فرایند خدمات باشد. پس داشبورد، فقط گزارش گذشته نیست؛ ابزار تشخیص مسئله و تصمیم‌گیری آینده است. نکته مهم این است که داشبورد خوب از طراحی درست داده شروع می‌شود. اگر فیلدها استاندارد نباشند، وضعیت‌ها با لیست مشخص نشده باشند، داده‌ها ناقص باشند یا ارتباط بین جدول‌ها درست طراحی نشده باشد، داشبورد هم قابل اعتماد نخواهد بود. بنابراین برای ساخت داشبورد مؤثر در ایرشیت، باید از ابتدا بپرسیم: مدیر چه تصمیمی می‌خواهد بگیرد؟ چه عددهایی برای این تصمیم مهم هستند؟ این عددها از کدام داده‌ها به دست می‌آیند؟ آیا داده‌ها درست و کامل ثبت می‌شوند؟ وقتی این مسیر درست طراحی شود، داشبورد ایرشیت به مدیر کمک می‌کند به جای تصمیم‌گیری بر اساس حدس و گزارش‌های پراکنده، بر اساس داده‌های واقعی تصمیم بگیرد. چطور با ایرشیت فرایندهای پراکنده سازمان را یکپارچه کنیم؟ در بسیاری از سازمان‌ها، فرایندها وجود دارند، اما پراکنده‌اند. بخشی از کار در پیام‌رسان انجام می‌شود. بخشی در اکسل ثبت می‌شود. بخشی از طریق تماس تلفنی پیگیری می‌شود. بخشی در ایمیل‌ها گم می‌شود. و بخشی فقط در ذهن افراد باقی می‌ماند. این پراکندگی باعث می‌شود کارها قابل پیگیری نباشند، مسئولیت‌ها شفاف نباشند و گزارش دقیقی از وضعیت سازمان وجود نداشته باشد. ایرشیت کمک می‌کند این فرایندهای پراکنده به یک سامانه یکپارچه تبدیل شوند. برای این کار، ابتدا باید فرایند واقعی سازمان را شناسایی کنیم. مثلاً در فرایند درخواست خرید، باید بپرسیم: درخواست از کجا شروع می‌شود؟ چه کسی آن را ثبت می‌کند؟ چه کسی بررسی می‌کند؟ چه واحدهایی درگیر هستند؟ چه اطلاعاتی در هر مرحله لازم است؟ چه کسی اجازه تأیید یا رد دارد؟ در پایان چه گزارشی لازم است؟ بعد این فرایند در ایرشیت به اجزای مشخص تبدیل می‌شود: جدول درخواست‌ها فرم ثبت درخواست فیلد وضعیت نقش‌های کارمند، مدیر واحد، مالی، تدارکات و مدیر ارشد نمای فرایند نماهای اختصاصی برای هر نقش داشبورد مدیریتی خودکارسازی‌های لازم با این ساختار، فرایندی که قبلاً در چند مسیر پراکنده انجام می‌شد، در یک سامانه قابل مشاهده و قابل پیگیری قرار می‌گیرد. مثلاً کارمند درخواست را از طریق فرم ثبت می‌کند. مدیر واحد آن را در نمای مخصوص خود می‌بیند. واحد مالی درخواست‌های تأییدشده را بررسی می‌کند. تدارکات درخواست‌های آماده خرید را مشاهده می‌کند. مدیر ارشد وضعیت کلی را در داشبورد می‌بیند. این یعنی هر بخش سازمان مسیر خودش را دارد، اما همه در یک ساختار مشترک کار می‌کنند. ایرشیت برای یکپارچه‌سازی فقط به معنی کنار هم گذاشتن اطلاعات نیست؛ بلکه به معنی اتصال داده، فرایند، نقش و گزارش است. وقتی فرایندهای پراکنده یکپارچه می‌شوند، سازمان چند نتیجه مهم می‌گیرد: درخواست‌ها گم نمی‌شوند. مسئول هر مرحله مشخص است. وضعیت هر کار قابل مشاهده است. دسترسی‌ها کنترل می‌شوند. گزارش‌گیری ساده‌تر می‌شود. مدیران دید بهتری از عملیات پیدا می‌کنند. چطور بدون تیم فنی بزرگ، سامانه داخلی بسازیم؟ در گذشته، ساخت سامانه داخلی معمولاً به تیم فنی، برنامه‌نویسی، طراحی پایگاه داده، توسعه رابط کاربری، تست، استقرار و نگهداری نیاز داشت. این مسیر برای بسیاری از سازمان‌ها زمان‌بر و پرهزینه بود. اما با پلتفرم‌هایی مثل ایرشیت، بسیاری از سامانه‌های داخلی را می‌توان بدون تیم فنی بزرگ و بدون شروع از صفر طراحی کرد. این به معنی حذف کامل نقش فنی نیست، بلکه یعنی برای بسیاری از نیازهای عملیاتی و سازمانی، لازم نیست حتماً یک پروژه نرم‌افزاری سنگین تعریف شود. برای ساخت سامانه داخلی در ایرشیت، کافی است نیاز سازمان را درست تحلیل کنیم و آن را به اجزای سامانه تبدیل کنیم. مثلاً اگر سازمان به سامانه ثبت درخواست داخلی نیاز دارد، باید این اجزا را طراحی کنیم: چه اطلاعاتی باید ثبت شود؟ چه جدول‌هایی لازم است؟ چه فرم‌هایی باید ساخته شود؟ چه نقش‌هایی داریم؟ چه کسی چه اطلاعاتی را ببیند؟ فرایند از چه مراحلی عبور می‌کند؟ چه داشبوردهایی لازم است؟ چه خودکارسازی‌هایی می‌تواند کار را ساده‌تر کند؟ بعد در ایرشیت این اجزا با ابزارهای آماده ساخته می‌شوند: جدول‌ها برای نگهداری داده‌ها فیلدها برای تعریف نوع اطلاعات فرم‌ها برای دریافت اطلاعات نماها برای نمایش‌های مختلف داشبوردها برای گزارش مدیریتی نقش‌ها برای کنترل دسترسی درگاه‌ها برای کاربران نهایی خودکارسازی‌ها برای کاهش کارهای تکراری برای مثال، یک سازمان می‌تواند بدون تیم فنی بزرگ، این سامانه‌ها را با ایرشیت بسازد: سامانه درخواست‌های داخلی سامانه رزرو اتاق جلسه سامانه مدیریت مشتریان سامانه پشتیبانی مشتریان سامانه مدیریت قراردادها سامانه ثبت هزینه و درآمد سامانه مدیریت دوره‌های آموزشی سامانه مدیریت پروژه‌ها و وظایف نکته مهم این است که ساخت سامانه بدون تیم فنی بزرگ، به معنی ساخت بدون تحلیل نیست. اتفاقاً در نوکد، تحلیل درست اهمیت بیشتری دارد. اگر موجودیت‌ها اشتباه تشخیص داده شوند، فیلدها نامناسب باشند، دسترسی‌ها باز باشند یا داشبوردها بدون هدف ساخته شوند، سامانه کیفیت لازم را نخواهد داشت. پس مسیر درست این است: اول نیاز را تحلیل کنیم. بعد مدل داده را طراحی کنیم. بعد فرم‌ها و نماها را بسازیم. بعد نقش‌ها و دسترسی‌ها را تنظیم کنیم. بعد داشبورد و گزارش طراحی کنیم. در پایان سامانه را تست، آموزش و تحویل دهیم. با این روش، سازمان می‌تواند بدون وابستگی سنگین به تیم فنی، بسیاری از نیازهای داخلی خود را سریع‌تر و منعطف‌تر سامانه‌سازی کند. چطور از اکسل‌های پراکنده به سامانه یکپارچه برسیم؟ بسیاری از سازمان‌ها کار خود را با اکسل شروع می‌کنند. اکسل برای شروع بسیار مفید است، اما وقتی تعداد فایل‌ها زیاد می‌شود، اطلاعات تکراری می‌شوند و چند نفر همزمان با داده‌ها کار می‌کنند، اکسل‌های پراکنده به یک مشکل جدی تبدیل می‌شوند. برای مثال، ممکن است یک سازمان این فایل‌ها را داشته باشد: فایل مشتریان فایل سفارش‌ها فایل پرداخت‌ها فایل پیگیری فروش فایل قراردادها فایل گزارش ماهانه در ظاهر، هر فایل یک بخش از کار را مدیریت می‌کند، اما در عمل اطلاعات به هم وصل نیستند. نام مشتری در چند فایل تکرار می‌شود. پرداخت‌ها به سفارش‌ها درست متصل نیستند. گزارش‌ها دستی ساخته می‌شوند و مشخص نیست کدام فایل آخرین نسخه است. برای رسیدن از اکسل‌های پراکنده به سامانه یکپارچه، باید چند مرحله انجام شود. مرحله اول، شناسایی فایل‌های موجود است. باید ببینیم چه فایل‌هایی داریم، هر فایل چه اطلاعاتی دارد، چه کسانی از آن استفاده می‌کنند و خروجی آن چیست. مرحله دوم، تشخیص موجودیت‌هاست. مثلاً در فایل‌های فروش، موجودیت‌های اصلی ممکن است این‌ها باشند: مشتریان سفارش‌ها محصولات پرداخت‌ها پیگیری‌ها قراردادها مرحله سوم، حذف تکرارها و طراحی جدول‌های اصلی است. به جای اینکه اطلاعات مشتری در چند فایل تکرار شود، یک جدول اصلی به نام مشتریان ساخته می‌شود. سپس سفارش‌ها، پرداخت‌ها و پیگیری‌ها به مشتری لینک می‌شوند. مرحله چهارم، استاندارد کردن فیلدهاست. مثلاً وضعیت سفارش نباید متن آزاد باشد. بهتر است لیست مشخص داشته باشد: ثبت شده در انتظار پرداخت پرداخت شده آماده ارسال ارسال شده لغو شده مرحله پنجم، طراحی فرم‌ها و نماهاست. کاربران نباید همیشه وارد جدول اصلی شوند. برای ثبت اطلاعات، فرم ساخته می‌شود. برای هر نقش هم نمای مناسب طراحی می‌شود: مشتریان فعال سفارش‌های در انتظار پرداخت پرداخت‌های نیازمند بررسی مشتریان بدون پیگیری قراردادهای نزدیک به پایان مرحله ششم، طراحی دسترسی‌هاست. در اکسل معمولاً دسترسی دقیق سخت است، اما در سامانه باید مشخص شود: چه کسی چه جدول‌هایی را ببیند؟ چه کسی چه رکوردهایی را ببیند؟ چه کسی اجازه ویرایش داشته باشد؟ کدام فیلدها محرمانه هستند؟ مرحله هفتم، ساخت داشبورد است. اطلاعاتی که قبلاً به صورت دستی از چند فایل جمع می‌شد، حالا می‌تواند در داشبورد نمایش داده شود: تعداد مشتریان فعال مجموع فروش پرداخت‌های معوق سفارش‌های باز عملکرد کارشناسان مشتریان برتر مرحله هشتم، انتقال داده‌های تمیزشده است. نباید هر داده‌ای را بدون بررسی وارد سامانه کنیم. قبل از انتقال باید داده‌های ناقص، تکراری و قدیمی بررسی شوند. مثلاً مشتریان تکراری ادغام شوند، شماره تماس‌های ناقص مشخص شوند و رکوردهای قدیمی در وضعیت آرشیو قرار بگیرند. در نهایت، اکسل‌های پراکنده به یک سامانه تبدیل می‌شوند که در آن داده‌ها ساختاریافته‌اند، ارتباط بین اطلاعات مشخص است، کاربران نقش و دسترسی دارند، فرایندها قابل پیگیری‌اند و مدیران داشبورد قابل اعتماد دارند. به زبان ساده، اکسل برای شروع خوب است؛ اما وقتی اطلاعات به سرمایه عملیاتی سازمان تبدیل می‌شوند، باید از فایل‌های پراکنده به سامانه یکپارچه حرکت کرد.